گزارش مرگ دو کوهنورد ایرانی در کوه پوبدا(بخش سوم)

“قسمت سوم”-حادثه پوبدا:

 

به خانم مهری گفتم همانطور که بارها گفته ام موقعیت شما خاص است و از آنجایی که من مسئولیتی که در قبال شما دارم اینست که گوشزد کنم برای حفظ سلامتی و جان خود از این کمپ به پایین باز گردید و قاطعانه به شما می گویم با شرایطی که شما دارید حتی اگر در مسیر مرا صدا هم بکنید روی خودم را بر نمی گردانم و هیچ علاقه ای ندارم که برنامه ریزی خودم را بخاطر بی توجهی و ندانم کاری دیگران بهم بزنم.
اما بر خلاف تصور رضا آدینه، “خانم جعفری” هیچگونه علایمی مبنی بر ارتفاع زدگی نداشت اما به علل مختلف توان صعود را نداشت و تنها عمل درستی که می‌توانست بکند بازگشت بود اما گویی با خود شرط کرده بود که حتما قله را به شیوه خودش صعود کند!

رضا آدینه و خانم جعفری در ۶۴۰۰ متری چادر زدند و چادر ما(بابازاده،نیکبخت و من) در ارتفاع ۶۵۰۰ متری برقرار شد.

در این ارتفاع برف زیادی باریده بود و نیاز بود که چندین نفر برفکوبی را بعهده بگیرند،با آندره سرپرست تیم اکراینی صحبت کردم تا همکاری کنیم و مسیر را برفکوبی کنیم.
شخصی بنام ولادیمیر که روس بود و در اسرائیل زندگی میکرد هم در تیم اکراینی ها بود با وجودیکه اسراییلی نبود از ما خوشش نمی آید ودر طول اکسپدیشن همواره مشکل ساز بود و علتش این بود که چون میخواست از ایران بازدید کند و ترس داشت‌، ما ایرانی ها را مقصر میدانست!!

در زمانی که با آندره صحبت میکردیم که البته آقای بابازاده بعنوان مدرس زبان انگلیسی همواره معضل زبان را حل و فصل میکردند.
از آن سو “ولادیمیر” روس زیپ چادرش را در حین صحبت ما با آندره پایین کشید و گفت شما به ما کار نداشته باشید خودتان بالا بروید.

آندره اما شرطی گذاشت که همگی پذیرفتیم که هرنفر ۳۵ قدم ،چرخشی برفکوبی کند.

در کمپ ۴ که شیب خطرناکی داشت کارگاه زدیم و یومار انداختیم و صعود کردیم وسط طناب بهمن کوچکی آمد، من دیگر رضا آدینه و مهری جعفری را نمی دیدم.

به کمپ ۴ رسیدیم ،اکراینی ها هم مستقر شدند.
رضا آدینه هم رسید و از او درباره خانم جعفری جویا شدیم ولی نمیدانست که به صعود ادامه داده یا برگشته است چون از رضا آدینه هم عقب می ماند.

شب شد اما اثری از خانم مهری نبود با بیسیم رضا آدینه پیج اش کردیم اما بیسیم اش را بر خلاف قولی که داده بود روشن نگذاشته بود.
در اینحال با مفقودی خانم مهری و شایعاتی که در حال شکل گیری در بیس کمپ و دنیای مجازی بود مسئول شرکت آکسای با لحنی طلبکارانه از ما که مشتری شرکت بودیم فرمان میداد! که به پایین برگردیم و به دنبال مهری جعفری بگردیم ،کدامین مختصات و محل مد نظرشان بود که جستجو کنیم نامشخص بود در اینجا شرکت آکسای داشت از مسئولیت امداد و جستجویش که برایش ۱۵۰ دلار مشتری هایش را شارژ کرده بود شانه خالی میکرد.
البته جای تاسف اینجا بود که هیچگونه جستجویی تا آن زمان در مورد محل مفقودی “مهری جعفری”نداشتند و با فرمان از دیگر کوهنوردان میخواستند در عملیات جستجو و نجاتی شرکت کنند که هیچ اطلاعاتی در مورد آن ارائه نشده بود مسلما اگر در مسیر نرمال بود و از طریق هوایی محل زمینگیر شدن او را یافته بودند حتی از بیس کمپ میتوانستند نیرو اعزام کنند چون وظیفه شرکت آکسای بود و نه ما و نه اکراینی ها!

من با بیسیم به صراحت به “دیما”مسئول شرکت اکسای تاکید کردم که جستجوی کوهنورد مفقود شده باید با هلی کوپتر و با عملیات امداد و نجات صورت گیرد.
ما در آن ارتفاع که از طناب مشترک ۶۰ متری اکراینی ها و خودمان استفاده می کردیم و نفر آخر طناب را جمع میکرد تا مسیر جدید را فیکس کنیم بازگشت به پایین در عین حالی که وظیفه ما نبود برای ما مخاطره آمیز بود.

سپس از کمپ ۴ باز به همان شکل سابق و استفاده از طناب ۶۰ متری اکراینی ها و طناب ما که بهم وصل کرده بودیم حدود ساعت ۳الی ۴ بعد ازظهر از خط الراس به کمپ ۵ رسیدیم.
با آندره از تیم اوکراینی ها صحبت کردیم و موافقت کردیم که ساعت ۲ صبح حرکت امان را بسوی کمپ ۶ آغاز کنیم ،آندره کمی من و من کرد و با تیمش صحبت کرد و سرانجام اطلاع داد که چون کوهنوردان لهستانی خسته‌هستند پس فردا به صعود ادامه میدهیم، البته اوکراینی هاGPS گارمین داشتند و با تکست وضعیت آب و هوا را چک میکردند.
از سویی “نوروزی” به اصطلاح سرپرست گروه سابق ۷ نفره هم در بیس کمپ اطراق کرده بود و از جای گرم و نرم به شایعه سازی با کسانی دیگر در فضای مجازی بیکار ننشسته بودند و کاملا فعال بودند.

🌐گزارش لایو سعید میرزایی از حادثه پوبدا ۲۹ مرداد
باشگاه کوهنوردی اسپیلت
از محمد اسماعیلی

منبع :irmma

 

profile avatar
نظر دهید

پاسخ دهید

اشتراک گذاری...
 |   |   |   |   |   | 

باشگاه کوهنوردی طبیعت دوست شیراز
Logo
ثبت حساب جدید
ثبت نام تنها برای اعضای باشگاه کوهنوردی طبیعت دوست مجاز می باشد.
بازیابی رمز عبور
لیست ثبت نام