گزارش مرگ دو کوهنورد ایرانی در کوه پوبدا(بخش دوم)

قسمت دوم(حادثه پوبدا):

۳۱‌جولای تصمیم گرفتیم که صعود به سوی قله پوبدا را آغاز کنیم، مسیر پیش رو، “مسیر کلاسیک” و مسیر آبالاکف” بود.
۲ روس ازمسیر آبالاکف صعود کردند
با آقای عظیم قیچی ساز تماس گرفتم و ایشان پیشنهاد کردند چون با مسیر کلاسیک آشنایی داری از همان مسیر صعود کن!

سه نفره (با آقای بابازاده و نیکبخت) در چادر در مورد مسیر کلاسیک صحبت کردیم و قرار شد از آن مسیر صعود کنیم.
بعلت اینکه تیم هفت نفره پاشیده شده بود آقای رضا آدینه مرحوم که از قبل از قله لنین با او آشنایی و دوستی داشتم اجازه خواست که با ما همراه شود.به آقا رضا گفتم اگر میخواهی همراه ما شوی کسی نمی‌تواند جلوی شما را بگیرد چون پوبدا سینما نیست که مامور برای قله داشته باشد وکسی مانع شود اما مسئولیت صعودتان با خودتان است.
بحث و جدلی مابین مهری جعفری فقید و آلکس در جریان بود که آلکس از مهری میخواست با دست زخمی دست از صعود بردارد و آنرا خطرناک میدانست اما خانم مهری مصر بود که به صعود خود ادامه دهد البته هدفش صعود انفرادی بود.

در بیس کمپ خانم جعفری(چون قصد صعود انفرادی داشت) و آقای آدینه بیسیم از مسئول شرکت آکسای “دیما” تحویل گرفتند اما وقتی که به من رسید گفتند چند تا بیسیم؟ و به این ترتیب بی سیمی تحویل من ندادندچون مسئول بیس کمپ بیسیم بیشتری نداشت.

در اول آگوست براه افتادیم البته با این قرار که‌ هر کسی مسئولیت خودش را در صعود به عهده داشته باشد اما بی شک در کنار همدیگر بودیم و توصیه و دل نگرانی نسبت به همدیگر را هم بعنوان کوهنورد و انسان هم داشتیم،اما در کوهستان خشنی مانند پوبدا قوانین طبیعت در ارتفاعات بالا حاکم بود و این قوانین میتوانست بر روی عملکرد و محدودیت های ما در کوهستان تاثیر بگذارد و چون من با تجربه در کوهستان آموخته بودم که توانایی ما در نجات دیگران در زمان مخمصه تا چه حد محدود است از همان ابتدا به دیگران میگفتم اگر توانایی ای در خود می بینید قله ی پوبدای سرسخت را صعود کنید در غیراینصورت هیچکدام از ما نباید به امید هم صعود کنیم چون میزان قدرت و توانایی افراد در شرایط سخت همچون قله پوبدا محک میخورد و اینکه شخص تا چه حدی مجهز بوده باشد و آمادگی صعود را داشته باشد.

به کمپ اول رسیدیم خانم مهری ۲ ساعت دیرتر رسید،خانم مهری چادر خودش را بر پا کرد.
علیرضا یکی از کوهنوردان در کمپ اول تصمیم گرفت به پایین بازگردد در کمال ناباوری خانم جعفری چادرش را به او داد که به پایین بازگرداند و تصمیم گرفت با رضا آدینه هم چادر شود.
تیم اوکراین هم که ۷ نفره بودند کمی از ما جلوتر بودند که البته آنها هم به اختلاف خورده بودند و تعدادی بازمی گشتند.
ما یک طناب ۱۲ متری از ایران بهمراه داشتیم.
به کمپ دوم که رسیدیم خانم جعفری طناب ۲۰ متری اش را در چادر باقی گذاشت! البته خانم مهری سعی می کرد زیاد متکی به طناب نباشد.

در مسیر از خانم جعفری که دیرتر از دیگران میرسید خواهش کردم بیسیم اش را روشن بگذارد اما با وجودی که میگفت :باشه! اما چون میخواست صعود انفرادی داشته باشد بی توجهی میکرد چون با بیسیم رضا آدینه نمی‌توانستیم با او تماس بگیریم.

در مسیر خانم مهری سعی میکرد فری سولو صعود کند و حتی از طناب های قبلی هم استفاده نمیکرد.
در مسیر من از طناب هایی که از زمستان باقی مانده بود استفاده میکردم اما چون قابل اطمینان نبودند وزن خود را بر روی طناب نمی انداختم.
بالای کمپ دوم با توجه به شرایط خانم مهری جعفری از او خواستم برای حفظ جانش به پایین باز گردد،علل مختلفی در کندی حرکتش دخیل بود و شاید دست مجروحش هم در این میان نقش داشت،اما با اینحال در عجب بودم که چه اصراری برای یک حرکت عبث و بی نتیجه دارد چون در شرایطی نبود که بتواند در ارتفاعات بالاتر از میان برف های یخ زده راه را بطرف بالا باز کند و قله را صعود کند.اما او توجهی نمیکرد و میگفت من میخواهم “سولو” صعود کنم.

به کمپ سوم رسیدیم ، رضا آدینه با خانم جعفری هم چادر شدند.
رضا آدینه بعنوان یک دوست از من خواهش کرد که با خانم جعفری که از دیدگاه او ارتفاع زده شده بود ،صحبت کنم و خواهش کنم به پایین باز گردد،در هر حال رضا آدینه سرعت کم خانم مهری را بعلت ارتفاع زدگی میدانست.
گزارش لایو سعید میرزایی درباره حادثه پوبدا
باشگاه کوهنوردی اسپیلت
از محمد اسماعیلی

منبع:@irmma

 

 

 

 

profile avatar
نظر دهید

پاسخ دهید

اشتراک گذاری...
 |   |   |   |   |   | 

باشگاه کوهنوردی طبیعت دوست شیراز
Logo
ثبت حساب جدید
ثبت نام تنها برای اعضای باشگاه کوهنوردی طبیعت دوست مجاز می باشد.
بازیابی رمز عبور
لیست ثبت نام