زندگي نامه زنده ياد جواد رحيميان

متولد اسفند ماه ۵۹
اولین فرزند خانواده
نامش جواد رحیمیان

از همان کودکی به ورزش روی آورد علاقه وافرش به شنا از او مربی و غریق نجاتی ساخت متبحر، در پینگ پنگ نیز به مرحله استادی رسید و البته که تلاشش در درس نیز مثال زدنی بود و موفق به اخذ کارشناسی ارشد شد.
شخصی که پس از علاقه به کاری موشکافانه بررسی می کرد و با دانش و آگاهی پیش می رفت.
طبع طبیعت گرایش او را به صورت تفریحی با کوهنوردی آشنا کرد و روح ماجراجو و عشقش به کوهنوردی او را به باشگاه طبیعت دوست کشاند تا اصولی در این راه گام نهد
در ابتدای امر به آموزش پرداخت، دوره های مقدماتی و پیشرفته و کارگاههای عملی را در حداقل زمان ممکن و با علاقه گذراند ،درصعودهای زیادی حضور و مشارکت داشت و موفق به صعود قلل بسیاری شد، همچنین دوره های راهنمای کوه، یخ و برف و سنگ نوردی را گذراند.
شخصیت اجتماعی خاصی داشت کم حرف ، منضبط ، با پشتکار و بسیار فروتن . هیچگاه صعودهایش عاملی جهت تعریف و تمجید هایش نبود.
عشق و علاقه اش به کوهنوردی او را برآن داشت تا در صعودهای دشوار خود را به چالش کشد، بعد از صعودهایش خستگی معنایی نداشت و پر از انرژی بود و همواره از عظمت پرودگار یاد میکرد ‌.

لبخندش گویای دورنش بود .

وقتی مسول کارگروه آموزش شد با نهایت پشتکار و دقت‌ به بررسی نقاط ضعف و قوت باشگاه پرداخت و جهت بروز رسانی و پیشبرد اهدافش از اساتید بهره می گرفت ، با بخش آموزش فدراسیون در ارتباط کامل بود به نحوی که در مدتی کوتاه آموزش باشگاه پیشرفت قابل ملاحظه ای کرد و اعضا، مشتاق و پویای آموزش شده بودند، هدفش؛ ارتقا دانش و بالابردن کیفیت برنامه ها و مطرح شدن باشگاه بود .

احترام زیادی برای اعضاء خانواده قائل بود، زندگی مشترکش را سنتی، ساده و بدون تجملات شروع کرد، معتقد بود عشق واقعی را باید با قلب و با عمل نشان داد نه با نمایش؛ به همین دلیل سفر حج را برگزید و زندگی مشترکشان را ساده و بی ریا آغاز کردند فرزندش محمد را بسیار دوست داشت و برای آینده اش برنامه ریزی و اهداف تحصیلی و ورزشی والایی در نظر داشت ، اخیرا نیز بطور جدی و مستمر با فرزندش به باشگاه کاراته می رفت و با علاقه و پشتکارش ،در مدت کوتاهی پیشرفت چشمگیری کرد.

زمان برایش ارزشمند بود و از لحظاتش در جهت مثبت بهره می برد
قبل از صعودهایش برنامه ریزی میکرد و تمام جوانب کار از جمله وضعیت آب و هوا ، مسیرهای صعود ،تجهیزات ، تغذیه و …. را بررسی میکرد و در خصوص برنامه های خاص مطالعه میکرد و مشورت می گرفت و با دید باز قدم بر می داشت ، در دلش اما حس ماجراجویی غریبی داشت حسی که او را به صعودهای زمستانی در مسیرهای دشوار علاقه مند میکرد
و به همین دلیل صعود علم کوه از گرده آلمانها در شرایط کاملا زمستانه و بازگشت از مسیر بهمن خیز و صعب العبور زمستانی حصارچال را برگزید تا سختی های طبیعت سرسخت علم کوه را بشناسد .

از انتخاب و عضویت در باشگاه خوب و منظم طبیعت دوست و اساتید بزرگ حاضر در باشگاه با رضایت و علاقه صحبت میکرد و مصاحبت با دوستانش را غنیمت می شمرد حضور در جلسات برایش اهمیت ویژه ای داشت ، البته گاهی از کم و کاستی ها و افراد تنگ نظر گله مند بود ولی به همان افراد هم با دید درس گرفتن و اصلاح رفتار نگاه میگرد .
شیوه گفتار ، بیان شیوا و آرامش درونش نشان از شخصیت والایش داشت .

یاد و خاطرش در دلها باقی خواهد ماند .

علم کوه آرامگاه جواد است و مطمئنا در صعودها همگام قدمهای خسته خواهد بود.

جدال زندگی اما ! جانکاه ست ولی در نبرد بین خالق و مخلوق ، عشق غالب است و چه چیزی برتر از وصال حضرت دوست در دل کوهستان سرد و پر عظمت علم کوه برای عاشقانش ….

2 نظرات
  1. سلام من از اعضاء قدیمی طبیعت دوست هستم ولی همکاری ندارم و بسیار به این گروه علاقمندم ، در تعریف از زنده یاد رحیمیان نوشتید گاهی از افراد تنگ نظر گله مند بود که کاش عنوان نمیشد که در شان این گروه نیست و بار منفی دارد ، این را نوشتم چون طبیعت دوست مهد کوهنوردی من است و وابسته ام

  2. با سلام. جناب ممتحن ممنونم از این که به نیکی از باشگاه طبیعت دوست یاد میکنید وهمچنین از اظهار نظر جنابعالی .
    هدف مسئولین رضایت مندی اعضا باشگاهست .ولی مطلب فوق از زبان خانواده محترم مهندس رحیمیان بود که بدون هیچ تغییری انعکاس داده شده است.
    حال اگر ایرادی به باشگاه هست باید دیده و بازگو گردد تا کلیه اعضا و مسئولین سعی در اصلاح مجموعه نمایندو با دید باز و انتقاد پذیری کم و کاستی کوچکی هم اگر وجود دارد برطرف گردد
    باسپاس ابراهیمی

پاسخ دهید

اشتراک گذاری...
 |   |   |   |   |   | 

Logo
ثبت حساب جدید
ثبت نام تنها برای اعضای باشگاه کوهنوردی طبیعت دوست مجاز می باشد.
بازیابی رمز عبور